کاشف اسرار _:در دنیای سیاست، «زمان‌بندی» و «سکوت» گاهی از خودِ سخن ، پر معناتر و رساتر است. هادی حق‌شناس، که روزگاری با تکیه بر موج اصلاح‌ طلبی و حمایت‌های جریان منتسب به سید محمد خاتمی، از نردبان سیاسی به جایگاه نمایندگی مردم انزلی در مجلس هفتم رسید، اکنون در مقام استانداری گیلان، با رفتاری روبرو شده است که نه تنها نشان از «بی‌اطلاعی» ندارد، بلکه ابن سوال در اذهان نداعی شده گویای یک «دگرگونی سیاسی» عمیق است؟

سرمایه‌ای که به ارث رسیده است
هیچ‌کس نمی‌تواند نقش جریان اصلاحات و به‌ویژه نفوذ سیاسی سید محمد خاتمی را در مسیر صعود هادی حق‌شناس به کرسی‌های قدرت در دوره هفتم مجلس نادیده بگیرد.

او در آن دوران، خود را به عنوان یکی از نمایندگان جریان اصلاحات در کشور  معرفی می‌کرد؛ کسی که از اعتبار سیاسی «خاتمی» برای کسب اعتماد و آرای مردم انزلی بهره جست. این پیوند، زمانی که او را به اوج قدرت رساند، از آن هم محترم‌ تر بود.

تضاد در واکنش‌ها؛ پزشکیان در برابر حق‌شناس

در حالی که درگذشت سیده خدیجه خاتمی، خواهر رئیس‌جمهور اسبق ، موجی از واکنش‌ها را برانگیخت، تضاد رفتاری مقامات کشور به‌وضوح خود را نشان داد. در این میان، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور فعلی که خود روزگاری وزیر دولت اصلاحات بود، با درکِ پیوندهای سیاسی و اخلاقی، پیام تسلیت خود را صادر کرد. اما در مقابل این حرکتِ مبتنی بر رعایتِ اصول، سکوت مطلق و غیبت سنگین هادی حق‌شناس در سوگ یکی از اعضای اصلی خاندان خاتمی، نگاه‌ها را به سوی او خیره کرده است و پیام تسلیت صادر ننمود و حتی در مراسم یادبود ۱ شنبه هفته جاری تهران شرکت نداشت !

از اصلاح‌طلب تا «محافظه‌کارِ مخلص»؟
اما آنچه این سکوت را از یک غیبت ساده فراتر می‌برد، تغییر لحن و گفتمان احتمالی حق‌شناس در دوران تصدی استانداری گیلان است. او که روزگاری از ادبیات اصلاحات سخن می‌گفت، اکنون با چنان ادبیاتی از وفاداری به ساختارها سخن می‌گوید که این سوال در اذهان به وجود آمده آیا هیچ پیوندی با گذشته‌اش ندارد ؟ این تغییرِ موضعِ چنان سریع و ملموس، باعث شده تا برخی از ناظران بر این باور باشند که استاندار گیلان، بیش از آنکه یک اصلاح‌طلبِ تغییر یافته باشد، به سوی طیف محافظه‌ کار تغییر مسیر داده است؟

سکوت یا فرار از گذشته؟
پرسش اصلی اینجاست: آیا سکوت حق‌شناس در سوگ خواهر خاتمی، یک تصمیم سیاسی برای قطع کردنِ پیوند با گذشته است؟

در سیاست، وقتی فردی از «نردبان» یک جریان برای بالا رفتن استفاده می‌کند، در زمان‌های بحرانی و سوگِ آن جریان، حضور یا حداقل ارسال پیام، بخشی از «بهای وفاداری» محسوب می‌شود. اما حق‌شناس با این سکوت و همزمان با اتخاذ ادبیاتِ احتمالی همسو با اصولگرا ، گویی در حال اعلام پایانِ دوران «حق‌شناسِ اصلاح‌طلب» و آغاز دوران «حق‌شناسِ محافظه‌ کار» است.

او با این حرکت، راه میان‌بر را انتخاب کرده است: استفاده از اعتبار اصلاحات برای صعود، و رها کردنِ آن‌ها در روزهای سوگ برای تثبیت جایگاه در ساختار فعلی.

پایان یک دوران یا تغییر استراتژی؟
این سکوت مشکوک و تغییر لحنِ ، برای هواداران قدیمی او در گیلان و برای بدنه اصلاح‌طلب، بیش از آنکه یک غیبت ساده باشد، یک پیام سیاسی است. حق‌شناس با این رفتار، خود را در میان دو جبهه قرار داده است: جبهه‌ی کسانی که او را «محصول اصلاحات» می‌دانند و جبهه‌ی کسانی که او را اکنون به عنوان یک چهره‌ی همسو با موازین اصول گرا  در دولت چهاردهم می‌شناسند.

آیا استاندار گیلان با این سکوت و این شعارهای جدید، در حال بستنِ فصلِ «حق‌شناسِ اصلاح‌طلب» و باز کردنِ فصلِ «گرایش‌های محافظه‌کارانه» است؟ پاسخ به این پرسش، شاید در روزهای آینده در تصمیمات سیاسی او روشن‌تر شود، اما فعلاً، این سکوت در سوگِ خاندان خاتمی، بر کارنامه سیاسی او سایه افکنده است.

اشتراک این خبر در :