اختصاصی / آقای نماینده رشت ؛ کانون پرورش فکری کودکان گیلان در برزخ انتظار / فراخوانِ “ جبار” برای تعیین تکلیف “ سجاد ” در هفدهمین ماه بلاتکلیفی
کاشف اسرار – در هیاهوی سیاست و در لایههای سرد بروکراسی اداری، گاهی “آینده” در ایستگاه انتظار جا میماند. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گیلان، نهادی که باید مأمن شور و نشاط نسل فردا باشد، ۱۷ ماه است که در وضعیت “تعلیق” به سر میبرد.
سجاد کوچکینژاد ارم ساداتی ” در حالی وارد هجدهمین ماه سرپرستی خود شده است که طبق قانون، عمر این احکام تنها ۴ ماه است. امروز چشمان نگرانِ فرهنگِ استان، به دستان “جبار کوچکینژاد ارم ساداتی ” دوخته شده تا در قامت یک ناظر قانونمدار، به این انتظار طولانی پایان دهد
دردِ دلی با طعم قانون:
مدیریت، تنها نشستن بر صندلی ریاست نیست؛ مدیریت یعنی ثبات، یعنی قدرت تصمیمگیری بلندمدت برای کودکانی که ثانیههای عمرشان منتظر بخش نامههای معطلمانده نمیماند.
سجاد کوچکینژاد ارم ساداتی، فرزند جبهه فرهنگی و جوانِ رشتی، از ۱۳ دیماه ۱۴۰۲ بارِ سنگین سرپرستی کانون گیلان را بر دوش میکشد. او که با حضور در میان مردم و مناطق مختلف استان، تلاش کرده است چراغ کانون را روشن نگه دارد، اکنون خود در میانه راهی ایستاده که انتهای آن روشن نیست.
«در بررسی عملکرد ۱۷ ماهه سجاد کوچکی نژاد ارمساداتی، نمیتوان از مجاهدتهای شبانه روزی و نگاه میدانی او به سادگی عبور کرد. وی با وجود تکیه بر صندلی “سرپرستی” که ذاتا با محدودیتهای اداری و بودجهای همراه است، اجازه نداد گردِ خاموشی بر چراغ کانونهای استان بنشیند.
او با حضور مستمر در دورترین مناطق استان و تعامل مستقیم با کودکان، مربیان و خانوادهها، ثابت کرد که مدیریت برای او نه یک پشتمیزنشینی صرف، بلکه تلاشی برای احیای هویت فرهنگی گیلان است.
تقویت پیوند کانون با رسانهها و حضور فعال در رویدادهای اجتماعی، از سجاد چهرهای پویا و دغدغهمند ساخته است .اما دقیقا همین عملکرد مثبت است که پرسش اصلی را پررنگتر میکند: چرا مدیری که در سختترین شرایط بلاتکلیفی، چنین کارنامه قابل قبولی ارائه داده، نباید با حکم قطعی مورد حمایت قرار گیرد؟
آیا رواست مدیری که با تمام توان برای توسعه برنامههای اجرایی تلاش کرده، همچنان در برزخِ “حکم موقت” بماند؟ این وضعیت نه تنها پاداش مناسبی برای تلاشهای او نیست، بلکه نوعی بیمهری اداری به مدیری است که در خط مقدم کار فرهنگی ایستاده است.»
رعایت الزامات اداری و قانونی:
بر اساس نص صریح ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری، تصدی پستهای مدیریتی به صورت سرپرستی نباید از مرز ۴ ماه تجاوز کند. اکنون سوال اینجاست: چرا کانون گیلان باید رکوردی ۱۷ ماهه را ثبت کند؟
در حالی که در همین استان، احکام قطعی برای مسئولیت مثل فرماندار فعلی رشت در کمتر از دو ماه صادر شده است، این تبعیض یا تعلل در حق کانون، چه معنایی دارد؟ آیا این بلاتکلیفی، بدنه اجرایی و برنامههای توسعهای این نهاد حساس را دچار فرسودگی نکرده است؟
درخواست از نماینده مردم (رسالت نظارتی):
جناب آقای جبار کوچکینژاد؛ شما که با ۵ دوره اعتماد مردم رشت و خمام، همواره در سنگر نظارت بر اجرای قانون ایستادهاید و طبق اصل ۸۴ قانون اساسی و ماده ۷۶ آییننامه داخلی مجلس حق تذکر و سوال دارید، امروز بیش از هر زمان دیگری مخاطب این پرسش هستید.
نسبت فامیلی با سرپرست فعلی، نباید تیغ تیز نظارت شما را در نیام نگاه دارد. مردم انتظار دارند شما، نه به عنوان یک بستگان طبقه سوم، بلکه به عنوان نمایندهای مقتدر، از وزیر آموزش و پرورش مطالبه کنید: چرا حکم دائم سجاد صادر نمیشود؟ و چرا آینده کانون در ابهام رها شده است؟
سکوت وزارتخانه و مدیرعامل کانون در قبال این تأخیر ، تعجببرانگیز و برای جامعه فرهنگی استان پذیرفتنی نیست. تعلل در حل این مسئله، نه تنها بیاعتمادی به سازوکارهای اداری را ترویج میکند، بلکه انگیزه مدیران جوان را نیز میکشد.
آقای جبار کوچکینژاد! زمان آن رسیده است که برای صیانت از جایگاه قانون و حقوق کودکان این دیار، سکوت را بشکنید و از مدیرعامل کانون بخواهید تکلیف این مدیریت را روشن کند. ثبات مدیریتی، کمترین حقِ کانون پرورش فکری گیلان است.
کاشف اسرار – صدای گویای فرهنگ و قانون

پایان پیام