کاشف اسرار – از فروردین ۱۴۰۰ تاکنون ” علی ( یاسر ) خانواده محجوب ” سکاندار سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری رشت است ؛ سازمانی که ماهیتاً باید پرچم دار تعامل و گفت‌وگو با شهروندان باشد.

با این حال، گذشت بیش از چهار سال از مدیریت وی، با سکوتی رسانه‌ای همراه بوده است. این سکوت، نه تنها خلاف رویه‌های متعارف مدیریتی در عرصه عمومی است، بلکه با تصریح ماده هشتم مصوبه «حقوق شهروندی در نظام اداری» در تعارض آشکار قرار دارد.

بر اساس این مصوبه، دستگاه‌های مشمول موظفند با برگزاری نشست‌های پرسش و پاسخ، در قبال عملکرد خود پاسخگو باشند و عدم انجام این تکلیف، «تخلف اداری» محسوب می‌شود.

این در حالی است که مقام معظم رهبری به‌صراحت فرموده‌اند: «مسئولان باید در مقابل مردم پاسخگو باشند. این پاسخگویی، هم حق مردم است و هم تکلیف مسئولان.»

این انزوای رسانه‌ای، هنگامی ابعاد جدی‌تری به خود می‌گیرد که پای شائبه‌های مالی به میان می‌آید. بر اساس مستندات موجود نزد پایگاه خبری کاشف اسرار ” که همه صورت حساب ها توسط این رسانه منتشر نشده،  گروه صدابرداری «الحان» با این سازمان مراودات مالی قابل توجهی داشته است. پرسش اینجاست: آیا این  گروه به فرزند یکی از کارکنان شهرداری استان تعلق دارد؟ و اگر چنین است، آیا این ارتباط خویشاوندی با ریاست سازمان، مغایر با ضوابط منع …..و شفافیت در مناقصات و قراردادهای دولتی نیست؟

 

اگرچه صحت و سقم این ادعاها در حال بررسی اعلام شده، اما نفس وجود چنین ابهاماتی، ضرورت شفاف‌سازی فوری را دو چندان می‌کند. رویکرد مدیریت این سازمان در قبال این شائبه‌ها، چه بوده است؟ تلاش‌های مکرر خبرنگار ما برای ایجاد کانال ارتباطی با  ” علی خانواده محجوب، تنها با دیواری از سکوت مواجه شده است. این امتناع از پاسخگویی، خود به عاملی برای تقویت ابهامات و دامن‌زدن به گمانه‌زنی‌ها تبدیل شده است.

حقوق شهروندی،جز با پاسخگویی مسؤولان تحقق نمی‌یابد و اعتماد عمومی، گوهری است که با شفافیت جلا می‌یابد. سکوت طولانی‌مدت مدیر سازمان فرهنگی شهرداری رشت در برابر رسانه‌ها و افکار عمومی، نه تنها تخلفی اداری، بلکه نقض آشکار عهدی است که هر مدیر در قبال شهروندان دارد.اکنون و در آستانه گذشت 4 سال از این مدیریت،پرسش اصلی این است: علی خانواده محجوب، این سکوت را چگونه می‌توان توجیه کرد؟ و شهرداری رشت به عنوان متولی اصلی، برای واداشتن مدیرانش به پاسخگویی و بررسی شائبه‌های مطرح شده، چه اقدام عملی در دستور کار دارد؟ افکار عمومی استان گیلان، اینک بیش از هر زمان دیگری در انتظار پاسخی شفاف و عملی است.

سخنی با ” علی خانواده محجوب “

فروردینِ۱۴۰۰ آمد و تو آمدی. آمدی تا بر کرسی مدیریت سازمانی بنشینی که نام “فرهنگ” و “ورزش” بر پیشانی دارد؛ سازمانی که باید طنین‌بخش خنده‌های کودکان در زمین‌های بازی باشد، زمزمه‌ی شعر شاعران در قهوه‌خانه‌های قدیمی، و هیاهوی جوانان در سالن‌های ورزش. اما تو، گویی ترجیح دادی در برج عاج سکوتت بنشینی و شهر را با همه‌ی پرسش‌هایش، تنها بگذاری.
کجایی آقای مدیر؟ما مردم،چشم‌به‌راهِ یک نشست خبری ساده هستیم. یک “سلام” و “خداحافظ”. یک جوابِ ساده به این سؤال که بودجه‌ی فرهنگیمان کجا خرج می‌شود؟ اما انگار صدای ما به دیوارهای سرد اداره‌ات نمی‌رسد. این سکوت، زخمی است که بر روح جمعی ما می‌نشیند. مگر نه تو خودت پدری؟ مگر نه دلَت برای پرسش‌های بی‌جوابِ فرزندانت می‌تپد؟ پس چگونه صدای فرزندان این شهر را نمی‌شنی؟
اما درد، بزرگ‌تر از یک سکوت ساده است.درد،وقتی تیزتر می‌شود که پای فرزندِ دیگری به میان می‌آید؛ فرزندِ یکی از بستگان احتمالی خودت! گروه صدابرداری “الحان”… این نام، چون خاری در چشمِ اعتمادمان فرو رفته است. می‌گویند پسرِ “محسن” است. می‌گویند رقم‌ها بزرگ است و فاکتورها متعدد. و ما اینجا، با چشمانی منتظر، به تو خیره شده‌ایم که آیا اجازه داده‌ای سایه‌ی خویشاوندی احتمالی ، بر چراغ شفافیت و عدالت سایه بیندازد؟ آیا راستی راستی فکر کرده‌ای که این پول‌ها، از جیبِ همان پیرمردی می‌آید که صبح‌ها با گاری‌اش از جلوی شهرداری رد می‌شود؟ از نان همان مادری که برای خرید کتاب کودکش مردد می‌ماند؟
رهبرمان بارها گفته‌اند: «دشمن ترین چیز برای نظام، فساد است.» آیا تو، آقای خانواده محجوب، از این جمله نمی‌ترسی؟ آیا خوابت نمی‌پرد؟ آیا وقتی آینه را نگاه می‌کنی، چهره‌ات را در آن واضح می‌بینی؟
ما بارها و بارها به سویت دست دراز کردیم. تلفن زدیم. پیام فرستادیم. اما پاسخی نبود. جز باد که در حیاط خلوتِ بی‌پاسخگوییات می‌پیچید.
دیگر بس است!این سکوت،دیگر صلابت نیست، ضعف است. این انزوا، دیگر متانت نیست، ترس است.ما مردم رشت،شایسته‌ی احترامیم. شایسته‌ی آنیم که بدانیم پول‌مان کجا خرج می‌شود و مدیرانمان با چه کسانی قرارداد می‌بندند.

آقای خانواده محجوب!از پشت پنجره‌های بسته‌ات بیرون بیا.کمی هوای شهر را تنفس کن. به چشمان مردم نگاه کن. به ما ثابت کن که آن مردی هستی که روزی تصور می‌کردی. صدایت را بلند کن و بگو: “من اینجا هستم. من پاسخگویم.”
ما، مه‌های بی‌پاسخِ تو را نمی‌خواهیم.ما آفتابِ حقیقت را می‌طلبیم.پاسخ ما را بده!

” علی خانواده محجوب ” که صدایش باید زمزمه‌گر عشق به اهل بیت(ع)باشد، حالا در هیبت مدیره سازمانی نشسته که سنگ‌صبرش بر سکوتش می‌خراشد. او مداح اهل بیت، اما امروز پاسخی برای پرسش‌های شهروندان ندارد.چگونه ممکن است کسی که دم از ذکر مصائب اهل بیت(ع)می‌زند، از پاسخگویی به مردم بگریزد؟ چگونه می‌شود در منابر و محافل، بر عدالت و شفافیت امام علی(ع) سخن گفت، اما در عمل، از نشست با اصحاب رسانه و پاسخ به پرسش‌های به حق مردم طفره رفت؟

آقای خانواده محجوب!تو که با اشک و آه،نام حسین(ع) را بر زبان می‌آوری، آیا فراموش کرده‌ای که آن امام همام، در نامه‌اش به مالک اشتر فرمود: “برای مردم چنان باش که اگر خطایی از تو سر زد، بیمناک باشند که به تو اعتراض کنند”؟ امروز، تو نه تنها زمینه اعتراض را فراهم نکرده‌ای، که حتی صدای پرسش گران را نیز نمی‌شناسی.

این دوگانگی، دردناک است.از یک سو،مداحی که باید ترجمان عدالت و صداقت باشد، و از سوی دیگر، مدیریتی که چهار سال است در پس دیوار سکوت بدون برگزاری نشست خبری و پاسخ به پرسش ها پنهان شده است. این سکوت، وقتی تلخ‌تر می‌شود که پای فاکتورهای مالی با  گروه “الحان” به میان می‌آید –  گروهی که می‌گویند متعلق به فرزند یکی از بستگان توست !!!!!!. صحت دارد ؟
آیا این همان شفافیتی است که اهل بیت(ع) به ما آموختند؟ آیا علی(ع) نگفت که “حق را بگویید، هر چند به زیان خودتان باشد”؟ پس چرا تو، آقای مداح، از گفتن حق درباره این قراردادها وامی‌مانی؟

رهبر انقلاب که تو نیز پیرو منششان هستید، بارها تأکید کرده‌اند: “فساد باید ریشه‌کن شود.” آیا سکوت در برابر پرسش‌های مالی، مصداق مبارزه با فساد است؟

آقای خانواده محجوب ! این جمعیتی که در پای منبرت به نوحه‌هایت آمین می‌گویند،همان‌ها هستند که امروز انتظار پاسخ از تو دارند. آن‌ها که برای عشق اهل بیت(ع) گرد تو جمع می‌شوند، سزاوارند بدانند مدیر فرهنگی شان چگونه بودجه فرهنگی شهر را مدیریت می‌کند.

تو که در مصیبت اهل بیت(ع) می‌گریی،ببین که این سکوت تو،خود چه مصیبتی برای اعتماد عمومی شده است.تو که مرثیه‌خوان شهادت حضرت زهرا(س)هستی،بدان که سکوت در برابر حق،خلاف سیره آن بانوی بزرگ است.

دیگر وقت آن رسیده که:یا مانند مداح اهل بیت رفتار کنی و با شجاعت پاسخ دهی،یا اعتراف کنی که این سکوت،با مسئولیت‌هایت ناسازگار است. ما منتظریم…مردم رشت،در انتظار پاسخی از جنس صداقت هستند.

پایان پیام

اشتراک این خبر در :