کاشف اسرار – دومین جشنواره فرهنگی برداشت پرتقال و نمایشگاه صنایع‌دستی و محصولات روستای پرشکوه، علی‌رغم تبلیغات مبنی بر آغاز ساعت ۱۳:۳۰، با حدود دو ساعت تأخیر شروع شد؛ تأخیری که در سرمای زمستان، حاضرین را لرزاند و گلایه‌ها را برانگیخت.

این تأخیر و غیبت چهره‌های اصلی شهرستان و استان، سایه‌ای ناراحت‌کننده بر فضای جشن انداخت و نشاط مردمی را کم‌ رنگ کرد. جشنواره‌ای که می‌توانست جلوه‌ای از همدلی و نشاط روستایی باشد، این بار بیشتر یادآور بی‌برنامگی و کم‌توجهی مسئولان شد.

وقتی مردم با عشق و امید در هوای سرد گرد هم می‌آیند تا از تلاش‌های خود در باغ‌ها بگویند، انتظار دارند گرمای حضور مدیران همراهشان باشد، نه فقط بنرهایی با شعارهای تکراری. پرشکوه، به گرمای توجه و مدیریت منسجم بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد تا شکوهش واقعی و ماندگار شود.

این تأخیر صرفاً یک مسئله‌ی ساعتی نبود؛ این یک نماد بود. نماد نادیده گرفتن دقایقی که با خون دل و عرق جبین باغدار به دست آمده و حالا قرار بود در یک قاب فرهنگی به نمایش گذاشته شود. در بنر تبلیغات، آرم رسمی فرمانداری لنگرود درج نشده بود و یوسف گلشن، فرماندار شهرستان، همانند جشنواره یهار نارنج ، در این رویداد حاضر نشد.

اگر چه در بنر خوش‌ آمدگویی خطاب به مسئولان استانی و شهرستانی خوش و بش شده بود، اما هیچ کدام از مسئولان ارشد شهرستان، شامل فرماندار، نماینده مردم لنگرود در مجلس شورای اسلامی و امام جمعه شهرستان، خود را در جمع مردم نیافتند.

این نشان می‌دهد که این جشن برای بدنه مدیریت اجرایی شهرستان، فاقد اولویت بوده است. وقتی نهادهای اصلی حامی برگزاری غایب باشند، تأخیر دو ساعته دیگر تنها یک اشتباه لجستیکی نیست، بلکه نشانه‌ای از بی‌ ارزش شمردن وقت و حضور مردم است. این بی‌برنامگی، اعتبار هر تلاش آینده‌ای را زیر سؤال می‌برد.

در پس هر غرفه‌ی پر از نارنجی‌های درخشان، داستانی از چالش‌های کم‌آبی، نوسانات بازار و سختی‌های حمل و نقل نهفته است. این مردم، این کشاورزان و هنرمندان، آمده بودند تا داستان خود را روایت کنند، اما روایتشان با سکوت و انتظار آغاز شد. سردی هوا سرمای نگاه‌های منتظر را بیشتر کرد؛ نگاه‌هایی که در طول سال به امید حمایت مسئولین بوده‌اند و امروز، در روز جشن، با خلأ حضور مواجه شدند.

به طور خاص، مدیریت اجرایی جشنواره تحت نظارت دهیاری محترم، باید پاسخگوی این بی‌نظمی ابتدایی باشد. دهیاری به عنوان مباشر اصلی اجرای برنامه‌ها در روستا، مسئول مستقیم هماهنگی حضور مسئولین، آماده‌ سازی زیر ساخت‌ها و رعایت زمان‌بندی اعلام شده به مردم است.

این تأخیر دو ساعته، نشان‌ دهنده‌ی گسلی عمیق میان برنامه‌ریزی روی کاغذ و اجرای میدانی است؛ گسلی که باید توسط شخص دهیار مورد بازنگری جدی قرار گیرد. آیا جشن فرهنگی باید اینگونه با تعویق و بی‌نظمی به کام مردم تلخ شود؟ این بی‌برنامگی، اعتبار هر تلاش آینده‌ای را زیر سؤال می‌برد.


احساسی احتمالی که بر جمعیت حاکم بود، ترکیبی از خستگی، نا امیدی و البته پایداری بود. پایداری روستایی که علیرغم تمام مشکلات، باز هم محصولش را برداشت کرده و سفره‌اش را رنگین کرده است. اما این پایداری نیازمند تجدید قوا و دیده‌شدن است. جایی که قرار بود صدای تولید کننده شنیده شود، تنها صدای خس‌خس سرفه‌های ناشی از سرما به گوش می‌رسید.

تحلیل ما این است که این جشنواره‌ها، اگرچه ظاهری از حمایت را به نمایش می‌گذارند، اما عمق معنایی خود را زمانی از دست می‌دهند که درگیر تشریفات اداری و عدم هماهنگی اجرایی می‌شوند. برنامه‌ریزی جشنواره‌های روستایی باید با درک عمیق از زندگی مردم آن روستا تنظیم شود؛ درک اینکه مردم در زمستان سرد، ساعت‌ها در انتظار نخواهند ماند. این یک بی‌ احترامی به وقت مردم است و اینجاست که مسئولیت دهیاری به عنوان خادم اصلی مردم روستا پر رنگ می‌شود.

دهیار، به عنوان نماینده اجرایی در سطح روستا، باید اصلی‌ ترین تضمین‌کننده اجرای دقیق برنامه‌هایی باشد که به نام مردم روستا برگزار می‌شود. اگر دهیار نتواند حتی افتتاح یک جشن ساده را در زمان مقرر مدیریت کند، چگونه انتظار می‌رود چالش‌های بزرگتری مانند توسعه پایدار، مدیریت منابع آب یا جذب سرمایه را به سامان برساند؟ این تأخیر، نه تنها وقت مردم را گرفت، بلکه پیامی تلخ درباره‌ی سطح کار آمدی و دغدغه‌ مندی متولیان محلی به حاضران مخابره کرد. از سوی دیگر، کیفیت برگزاری نسبت به سال گذشته افت مشهودی داشت. تعداد غرفه‌ها کاهش یافته بود،

بسیاری از محصولات فاقد برچسب قیمت بودند و برخی از محصولات با قیمت‌هایی بالاتر از فروشگاه‌های مرکز استان یعنی رشت عرضه می‌شدند که این امر پرسش‌هایی جدی درباره نظارت بر بازار و حمایت از تولیدکننده محلی ایجاد می‌کند.

میکاییل حبیبیان، دهیار پرشکوه، با اقدامی قابل تأمل، به دو نفر از اهالی اجازه داده بود بر سر درب محل برگزاری مراسم، بنری خطاب به او نصب کنند که از «تلاش‌ ها و زحمات بی‌ شائبه در راستای حفظ و آبادانی محل » تشکر می‌کرد . این حرکت، که به نظر می‌رسد تلاشی برای جلب توجه و نمایش اقتدار شخصی بود، در تضاد کامل با فضای مردمی یک جشنواره قرار داشت و عملاً جشنواره را از حالت یک رویداد عمومی به بستری برای تبلیغ فردی تنزل داد.

نکته پایانی به سخنرانی دهیار باز می‌گردد. دهیار که برای سخنرانی به سن رفت، به غیر از کلی‌ گویی درباره «خیر مقدم و تشکر از مسئولان »، حرف دیگری برای گفتن نداشت. نه اشاره‌ای به مشکلات اساسی تولید کنندگان، نه برنامه مشخصی برای رفع کمبودها، و نه چشم‌ اندازی برای وضعیت آتی روستا. جشنواره‌ای که قرار بود نقطه اتصال مدیریت با تولید باشد، با یک سخنرانی خالی از محتوا به پایان رسید.

پرشکوه شایسته مدیریت فعال، شفاف و دغدغه‌مند است، نه تلاشی نمایشی که با غیبت مقامات بالا و تضاد در اجرای محلی همراه باشد.

پرشکوه تنها به یک نام نیست؛ مردمانش با رنج و امید، این شکوه را خلق کرده‌اند. لازم است که از این پس، هر گونه رویداد فرهنگی و اقتصادی با نگاهی انسان‌ محور، با درک شرایط اقلیمی و اجتماعی مردم، و با تعهدی سخت‌ گیرانه به زمان‌بندی اجرا شود تا جشن‌ها تبدیل به مرثیه‌ای برای فرصت‌های از دست رفته نشوند. پرتقال‌های شیرین پرشکوه، شایسته جشنی گرم، منظم و با حضور پرشور برگزار کنندگان آن هستند.

 

 

پایان پیام

 

اشتراک این خبر در :