کاشف اسرار-علی‌ اکبر جمشیدی معروف به علی‌اکبر ناطق نوری (زاده ۱۴ مهر ۱۳۲۳ در نور) سیاست مدار ایرانی و رئیس سابق دفتر بازرسی رهبر انقلاب است.

وی در دوره‌های اول، سوم، چهارم و پنجم نماینده و دوره‌های چهارم و پنجم رئیس مجلس شورای اسلامی بوده‌است. ناطق نوری نمایندگی بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی در جهاد سازندگی و وزیر کشور در دولت اول میرحسین موسوی (از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴) بوده‌است.

او سرپرست کمیته‌های انقلاب نیز بوده‌است. او همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی است.

زادگاه وی روستای اوزکلا (در نزدیکی روستای یوش زادگاه نیما یوشیج) از توابع شهرستان نور در استان مازندران است.

او در انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری کاندیدای جناح اصول گرا (شامل جامعه روحانیت مبارز و تشکل‌های همسو و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) بود، ولی با به دست آوردن حدود ۷ میلیون رأی و ۲۴٫۸۶ درصد کل آرا در برابر ۶۹٫۰۹درصد سید محمد خاتمی شکست خورد.

از کارهای او در این انتخابات دادن پیام تبریک قبل از اعلام نتیجه نهایی به سید محمد خاتمی بود. او بعد از این انتخابات، با پیشنهاد اصولگرایان ریاست شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی را بر عهده گرفت.

وی بعد از سال ۱۳۷۶ منتقد جدی جناح اصولگرا به خصوص تندروها شد. او در سال ۱۳۷۷ با ابتکار خود بین المجالس کشورهای اسلامی را تأسیس کرد.

علی اکبر ناطق نوری در خاطرات خود می نویسد: «دوستان ما به آقای هاشمی زیاد انتقاد می‌کردند و به ایشان هم می‌گفتند. البته من از آقای هاشمی و دولت ایشان در مجلس، چه برای لوایح و چه برای کابینه و همچنین از خود آقای هاشمی _ چون مورد حمله و هجمه بود_ مفصل دفاع می‌کردم. در مقطعی تحکیم وحدت و جریان مقابل، حمله به آقای هاشمی را شدید کرده بودند و نسبت های آمریکایی و غیر آمریکایی و این حرف ها به ایشان نسبت می‌دادند، یک سال جلو لانه جاسوسی بخش عظیمی از سخنرانی‌ام در دفاع از شخص هاشمی بود.

گفتم: « شما می‌گویید ایشان آمریکایی است. این را بدانید او کسی بود که در پرونده حسن‌علی منصور ( نخست وزیر رژیم پهلوی ) دستگیر شد. او کسی است که پیشکسوت است، کسی است که در حمله مسلحانه ضد آمریکایی آن موقع حضور داشته؛ ما جزو نوچه‌ها و دست پرورده های او در انقلاب هستیم.»

بنابراین طبیعی بود که مرا حامی مطلق ایشان بدانند و عده ای از مخالفان و جناح مخالف تبلیغ می‌کردند که اگر آقای ناطق بیاید، وضعیت مثل سابق خواهد شد. چون یک عده مذهبی که از آقای هاشمی دلخور بودند هم حرف داشتند، زیرا کارگزاران را وابسته به آقای هاشمی می‌دیدند. آن موقع کمی اباحه‌گری و… وجود داشت که مذهبی ها اعتقاد داشتند دولت آقای هاشمی عامل عمده آن است. به ویژه زمانی که دختر ایشان _فائزه_ به میدان آمد، زمینه آزادی های این‌چنینی فراهم شد.»

ناطق نوری در ادامه می‌نویسد: « مسئله دیگر این که وقتی من از سیاست های اقتصادی دولت و شخص ایشان دفاع می‌کردم، می‌گفتند: پس ناطق که شق القمری نمی‌کند و تحولی در کشور ایجاد نمی‌شود؛ او هم راه رفسنجانی را ادامه می‌دهد. طبیعتا این جریان اثر خود را روی آرا می‌گذاشت. در واقع یکی از عواملی که سبب شد رای نیاورم، حمایت من از آقای هاشمی بود، به بیانی که عرض کردم و حمایت از آقای هاشمی، چوب خوردن داشت »

ناطق نوری می‌نویسد: « یکی دیگر از عوامل عدم موفقیت من در انتخابات، موضع گیری آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری بود. به نظر من ایشان مقهور جوسازی هایی شد که می‌گفتند تقلب می‌شود. ایشان می‌خواست به عنوان رئیس قوه مجریه که وزارت کشور هم زیر نظر اوست. ژستی بگیرد که نخیر من هستم و نمی‌گذارم تقلب سود. لحن صحبت ایشان که چرا می‌خواهید تقلب کنید، به معنی تایید آن همه جوسازی بود.

بالاخره هر کس می‌توانست بگوید این که از خودشان است دارد می‌گوید تقلب؛ پس معلوم می‌شود تقلبی وجود دارد. خطبه ایشان در نماز جمعه اثر بسیار سوئی در جامعه گذاشت و هیچ توجیهی ندارد. اخیرا شنیدم بعضی اطرافیان ایشان گفتند: ما در تحلیل های مان اشتباه کردیم؛ فکر می‌کردیم اگر آقای ناطق بیاید مستقل عمل می‌کند و خلاصه به آقای هاشمی توجه نمی‌کند و اگر آقای خاتمی بیاید بهتر است چون مشورت پذیر است، البته بعدا معلوم شد اشتباه کردیم»

( خاطرات ناطق نوری، مرتضی میردار، جلد دوم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم،۱۳۹۲، صفحه ۲۶۴_۲۶۵_۲۶۶ )

Print Friendly, PDF & Email

اشتراک این خبر در :