اختصاصی/ سرنوشت یک طرح بلند پروازانه ؛ از آرمانهای آبادانی تا واقعیتهای بدهی یک مجتمع بزرگ گردشگری روستایی شرق گیلان
کاشف اسرار ـ در دل یکی از زیباترین مناطق شرق گیلان ، مجتمع بزرگ گردشگری جای گرفته که روزی نماد پیشرفت و رونق برای آن سامان به شمار میآمد. این مجموعه، با آرزویی بزرگ و قول ایجاد صدها کار و رونق اقتصادی پا به عرصه خاکی گذاشت، اما امروز به نمونهای از دشواریهای مدیریت پروژههای کلان در ایران بدل شده است. داستان آن، روایتی است از وعدههای بزرگ دیروز و شمارههای سخت امروز.
این مجتمع در اوج تبلیغات و وعدههای فراگیر برای تبدیل شدن به کانون گردشگری در استان گیلان رونمایی شد.پوشش رسانهای گسترده، بهویژه از سوی صداوسیما، تصویری آرمانی از یک مقصد گردشگری در سطح جهانی ترسیم میکرد که میبایست اقتصاد منطقه را دگرگون سازد.
با گذر زمان،فاصله میان حرف و عمل هویدا شد. به جای آنکه به موتور محرک اقتصادی بدل شود، این مجموعه خود به یکی از بدهکاران بزرگ بخش بانکی کشور تبدیل شد. بر پایه شنیده ها ، این مجتمع به چندین نهاد مالی از جمله پست بانک ایران بدهی هنگفتی دارد، موضوعی که ادامه کار آن را با مشکلهای بزرگ روبرو کرده است.امروز این مجموعه با یک دوگانگی بنیادین روبروست:
· از یک سو، از توانمندیهای بسیار و سازههای فیزیکی چشمگیری برخوردار است که در صورت مدیریت درست و پشتیبانی مالی هدفمند، میتواند به بخشی از توان گردشگری منطقه تبدیل شود.
· از سوی دیگر، بار سنگین بدهیها، نبود برنامه عملی روشن برای برونرفت از بحران و یادآوری تبلیغات پرسر و صدای گذشته، احتمالا اعتماد همگانی و جذب سرمایه جدید را با دشواری روبرو ساخته است.
مجموعه گردشگری مورد بحث در شرق گیلان، درس عبرتی است از این که پروژههای بزرگ آبادانی، تنها با شعار و آوازهگری به سرانجامی نیک نمیرسند. کامیابی این گونه مجتمع ها در گرو بررسیهای دقیق میسر بودن، برنامهریزی مالی خردمندانه، مدیریت روشن و پرهیز از گزافهگویی است. امروز، آینده این مجتمع بیش از هر چیز به یک بازبینی بنیادین، رو راستی درباره وضعیت مالی و یافتن راهکاری پایدار برای رهایی از بار بدهیها وابسته است. سرنوشت نهایی آن نشان خواهد داد که آیا میتوان از دل یک بحران مدیریتی و مالی، فرصتی برای آفرینش ارزشی ماندگار بیرون آمد یا نه.

پایان پیام