پرسشی در بابِ سنتِ تجلیل یا نمایش؟
باید از واقعیتِ سالهای گذشته پرسید: آیا طی سالهای گذشته، در روزهای پیش رو و هم زمان با فرا رسیدنِ این مناسبت، نهادهایی نظیر اتاق تعاون، ثبت اسناد ، مدیریت پسماند و سازمان همیاری شهرداری های استان ، اداره کل نوسازی مدارس، ستاد اجرایی فرمان حضرت امام، نوغان داری ، فرودگاه ،شیلات ، بانکهای رفاه، مسکن، سپه، بانک شهر، صنعت و معدن، توسعه تعاون گیلان، موسسه تحقیقات برنج کشور (دفتر مرکزی رشت)، کشتیرانی دریای خزر، شهرداریهای احمدگوراب، فومن ، شفت ، تولم شهر ، چابکسر ، ماسوله و رضوانشهر، صدا و سیما، تعزیرات، سازمان مدیریت و برنامه ریزی، ثبت احوال، آبفا، بنیاد شهید، نیروی دریایی، شهرکهای صنعتی، دخانیات، غله، کار آفرینی امید و صندوق بازنشستگی کشوری، واقعاً نسبت به برگزاری نشستهای خبری و آیینِ تجلیل از خبرنگاران اقدام کردهاند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، باید پرسید این تجلیلها چه خروجیِ ملموسی برای خبرنگار داشته است؟ اگر قرار است این نهادها و دیگر ادارات ، دستگاه ها و نهادها در این روز به برگزاری نشستها بپردازند، آیا این نشستها صرفاً تریبونی برای سخنانِ پر طمطراقِ مسئولان یا محلی برای پاسخگویی و اصلاحِ سیاستها در قبالِ اصحابِ رسانه بوده است؟
لوحهای بیهویت؛ میراثِ بیاعتنایی
بخشِ تلخِ ماجرا، میراثِ تجلیلی است که سالهاست با خود به همراه دارد. توزیعِ لوحهای تقدیری که بسیاری از آنها فاقدِ تاریخ، شماره، سربرگ رسمی و حتی نام و نام خانوادگیِ خبرنگار است، نشان از نوعی بینظمیِ اداری دارد که بیش از آنکه نشان از احترام باشد، نشان از بی اعتنایی به شأنِ حرفه خبرنگاری دارد.
لوحهایی که تنها با یک مهر یا امضا ممهور شدهاند، در دنیایِ قانون و استخدامی، هیچ ارزشی برای اخذ امتیاز یا اثباتِ سابقه فعالیت ندارند. این «تجلیلِ کاغذی» چگونه میتواند جایگزینِ امنیتِ شغلی و بیمه تکمیلی شود که از سال ۹۴ تاکنون، تنها به صورتِ وعدههایِ معلق باقی مانده است؟
از وعدههایِ معلق تا شکافِ میانِ مقام و رسانه
کارنامه استانداران پس از دوران «مهدی سعادتی» در گیلان، ” [عدم اعطای لوح تقدیر با امضای استاندار به همه مدیران مسوول و خبرنگاران فعال ] نشان میدهد که چه شکاف عمیقی میانِ وعدههایِ مسئولان و واقعیتهایِ زندگیِ خبرنگاران وجود دارد. از معضلِ ساختمانِ خانه مطبوعات استانی گرفته تا پرداختِ دیر رسِ هدایای روز خبرنگار، هیچ قدمِ ساختاری برای اصلاحِ قوانین، مقررات و اعطای تجهیزات و امکانات برداشته نشده است.
در حالی که تنها نقطه روشنِ حافظه رسانه ایِ استان، اقدامِ «محمد باقر نوبخت حقیقی» (معاون وقت رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه) در سال ۹۸ بود که به درخواستِ «خلیل اخوان اصغری» از فعالین رسانهای گیلان، امکانِ اعزامِ حدود ۴۰۰ نفر از خبرنگاران و خانوادههایشان به سفرِ مشهد مقدس را فراهم کرد؛ پس از او، چرا هیچیک از مسئولان و استاندارانِ بعدی، حتی حاضر به اعزامِ نمادینِ خبرنگاران به مشهد ، قم و شاه چراغ یا سفرهایِ کاریِ داخلی و خارجی نشدند؟ چرا در بسیاری از مراسمات، خبرنگاران باید در ردیفهایِ عقب، دور از جایگاهِ اصلیِ مسئولان، بنشینند؟ چرا در برخی از مراسمات روز خبرنگار اجازه نمیدهند خبرنگاران در ردیف های ۱ و ۲ بنشینند تا مسوول و مدیری بیاید جلوس کنند ؟ طی سنوات طولانی دیده ایم مدیران ترک سمت کرده اند اما بسیاری از خبرنگاران با بیشترین اشتیاق ، کمترین درآمد و سرخ کردن صورت با سیلی به روند اطلاع رسانی اقدام کرده اند.
چرا خبرنگاران و رسانه های غیر دولتی فعال در گیلان از امکانات اولیه رایگان یا تخفیف ویژه و زیاد نظیر اقامت، استفاده از قطار و هواپیما، معافیت از عوارض خروج ( مشمول شدن ماده 45 قانو.ن مالیات بر ارزش افزوده ) محرومند ؟ انتظار این است با توجه به دغدغه های معیشتی ، وجود شرایط جنگی و تورم شدید لجام گسیخته، میزان اعطای هدایای نقدی افزایش و حداقل کمتر از ۲ میلیون تومان نباشد و طوری نشود وقتی کارت هدیه داده میشود مدتی اصحاب رسانه صبر کنند تا شارژ کنند .
روز خبرنگار نباید به موسمِ «تکریمِ لفظی» برای پوششِ اخبارِ مدیریت تبدیل شود. اگر قرار است نهادهای نام برده و مسئولانِ ارشدِ استان، در این روز به تجلیل بپردازند، باید بدانند که خبرنگار به کاغذِ بینام و نشان نیاز ندارد؛ او به قانون، بیمه، امنیت و «احترامِ عملی» نیاز دارد.
روز خبرنگار اگر قرار است فقط در قاب عکسها، سخنرانیها و لوحهای تقدیر معنا شود، به یک آیین تکراری و کماثر تقلیل یافته است؛ آیینی که هر سال برگزار میشود، اما سهم خبرنگار از آن اغلب نه امنیت شغلی است، نه بیمه تکمیلی، نه امکانات رفاهی و نه حمایت واقعی در روزگار سخت معیشت.
خبرنگارِ گیلانی امروز بیش از هر زمان دیگری به «احترام عملی» نیاز دارد؛ احترامی که در متن بودجه، در تصمیم مدیریتی، در قراردادهای روشن، و در حمایتهای مادیِ قابل لمس دیده شود، نه فقط در سخنرانی و عکس یادگاری.
سال گذشته نیز حضور و سخنرانی نوروز پور، معاون امور رسانهای وزیر فرهنگ در رشت، اگرچه در ظاهر با عنوان حمایت از رسانهها برگزار شد، اما در عمل هیچ خروجی ملموس و منفعت قابل سنجشی برای اصحاب رسانه به همراه نداشت.
چنین حضورهایی، وقتی به تصمیم، اعتبار، بودجه و تعهد اجرایی منتهی نشود، بیش از آنکه گرهی از کار خبرنگاران بگشاید، به تکرار همان مناسک بیثمر قبلی تبدیل میشود.
اگر دستگاههای اجرایی واقعاً به شأن رسانه باور دارند، باید از تقدیرهای نمادین عبور کنند و به مطالبات مشخص پاسخ دهند: اعطای وامهای کمبهره برای رفع فشار معیشتی، حمایت از خبرنگاران بیمار و خانوادههای آنان، افزایش کمکها و هدیهها متناسب با تورم شدید و شرایط دشوار اقتصادی، و پرداخت کمکهای بلاعوض برای موارد اضطراری، بدون آنکه خبرنگار را در مسیرهای فرساینده و تحقیرآمیز اداری رها کنند. اینها امتیاز نیست؛ حداقلِ شأن حرفهای است.
در استانی که رسانه باید چشمِ بیدارِ شفافیت باشد، خانه مطبوعاتِ فعال و شفاف و پاسخگو ، بیمه تکمیلیِ پایدار، و پشتوانه رفاهیِ واقعی، پیششرطِ استقلال و کارآمدی خبرنگار است.
مدیران اگر میخواهند روز خبرنگار را به راستی گرامی بدارند، باید بهجای تکریم لفظی، به تکریم عملی تن بدهند؛ یعنی برای خبرنگار، امنیت، درمان، معیشت و کرامت فراهم کنند. تا وقتی این مطالبات روی زمین ماندهاند، هر لوح و هر مراسمی بیشتر به یادآوریِ یک بدهی معوق میماند تا ادای احترام.
پروردگار متعال در قرآن کریم میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ»
(ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا سخنی میگویید که عمل نمیکنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمیکنید – سوره صف، آیات ۲ و ۳)
مدیران عزیز! اگر ارادهای برای اصلاحِ قوانین و حمایتِ واقعی ندارید، با برگزاریِ نشستهایِ نمایشگونه، بیش از این شأنِ خبرنگاری را به ….نگیرید. حقیقت، در انتظارِ لوحهایِ تقدیر نیست؛ حقیقت، در انتظارِ عدالت و شفافیت است.
