اختصاصی / زلزله چند ریشتری و موج تازه تغییرات مدیریتی در اداره کل میراث فرهنگی گیلان
کاشف اسرار _ در روزهای اخیر، ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گیلان به مدیریت «یوسف سلمانخواه» شاهد مجموعهای از تغییرات مدیریتی بوده؛ تغییراتی که از نگاه ناظران، صرفا یک جابهجایی معمول اداری نیست و میتواند نشانهای از بازچینی مهم در سطح مدیریتی این دستگاه اجرایی باشد.
به گزارش کاشف اسرار به نقل از منابع متعدد خبری، بر پایه این احکام، در سیاهکل علیرضا احمدی جایگزین اسماعیل پور حسن شده است. احمدی پیشتر مسئول یگان حفاظت دیلمان بود و پورحسن نیز هم زمان ریاست لاهیجان و سرپرستی سیاهکل را بر عهده داشت.
در ماسال، حسن کاظمی به جای علیرضا مهرگان منصوب شده است. کاظمی پیش از این رئیس اداره میراث فرهنگی آستارا بود و مهرگان نیز با حفظ سمت، ریاست صومعهسرا و سرپرستی ماسال را توأمان در اختیار داشت.
در تالش نیز حمید رضا قربانی از آموزش و پرورش به جای پر دل امیری نژاد بر صندلی ریاست نشسته و در مقابل، امیرینژاد به عنوان مسئول یگان حفاظت تالش منصوب شده است.
اما در میان این انتصابات، آنچه بیش از همه نگاهها را متوجه خود کرده، تغییر در ماسال است؛ جایی که کنار رفتن علیرضا مهرگان در شرایطی رخ داده که پیشتر پایگاه خبری «کاشف اسرار» در دو گزارش جداگانه، موضوعاتی را درباره گورستانهای تاریخی این شهرستان و آنچه «دستاندازی» یا «تعرض» به این عرصهها عنوان شده بود، مطرح کرده بود.
طبیعتا صرف همزمانی انتشار گزارشهای رسانهای با یک جابهجایی مدیریتی، بهتنهایی برای نتیجه گیری قطعی کافی نیست؛ با این حال، این تقارن زمانی پرسش برانگیز است و انتظار افکار عمومی آن است که مدیر کل میراث فرهنگی گیلان بهصورت شفاف توضیح دهند آیا این تغییر صرفا بخشی از یک روند معمول مدیریتی بوده یا ارتباطی با انتقادها و گزارشهای منتشرشده داشته است؟
نکته قابل تأمل دیگر، سکوت روابط عمومی ادارهکل در قبال این حجم از تغییرات است. بنا بر شنیدهها، با وجود صدور احکام متعدد، تا این لحظه اطلاعرسانی رسمی و جامع درباره چرایی، اهداف و جزئیات این انتصابات در کانال اطلاعرسانی ” بله ” این دستگاه اجرایی منتشر نشده است. این خلأ خبری، خواه ناخواه زمینهساز طرح پرسشها و گمانهزنیهای بیشتر میشود.
هر جابهجایی مدیریتی در یک دستگاه تخصصی، زمانی قابل دفاع و اطمینانبخش است که بر سه پایه استوار باشد: شفافیت، پاسخگویی و ارائه توضیح رسمی. در غیر این صورت، حتی اگر تصمیمات کاملا اداری و قانونی هم باشند، در افکار عمومی با ابهام و سوءبرداشت همراه خواهند شد.
در مورد ماسال، حساسیت موضوع از آن جهت بیشتر است که هر مسئله مرتبط با گورستانهای تاریخی، مستقیما به میراث هویتی و فرهنگی منطقه گره خورده و به همین دلیل، رسانهها و افکار عمومی حق دارند درباره نحوه صیانت از این آثار پرسش کنند. از سوی دیگر، مدیران نیز حق دارند پاسخ مستند و روشن ارائه دهند تا مرز میان گزارش رسانهای، مطالبه عمومی و مسئولیت اداری مشخص شود.
آنچه امروز بیش از خودِ انتصابات اهمیت دارد، ضرورت روشن شدن ابعاد این تغییرات است. اگر این جابهجاییها با هدف ارتقای کارآمدی، رفع نارساییها و تقویت صیانت از میراث فرهنگی انجام شده، بهترین راه، اطلاعرسانی شفاف و صریح به افکار عمومی است. همچنین اگر گزارشهای منتشرشده درباره گورستانهای تاریخی ماسال در این تصمیمات بیتأثیر نبوده، انتظار میرود مسئولان بدون ابهام، موضع خود را بیان کنند.
در نهایت، افکار عمومی و رسانهها نه به دنبال قضاوت شتابزده، بلکه در پی پاسخ روشن هستند: آیا این تغییرات، آغاز اصلاح مدیریتی در میراث فرهنگی گیلان است یا واکنشی دیرهنگام به حواشی و هشدارهایی که پیشتر مطرح شده بود؟

پایان پیام