کاشف اسرار – در روزهایی که عطر جان‌سوز کربلای حسینی سراسر عالم را فرا گرفته و دل‌هایمان در سوگ مظهر حقیقت و بزرگ‌ترین پیام‌آور عاشورا، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایشان داغدار است، پیشاپیش به استقبال روز خبرنگار سال ۱۴۰۵ می‌رویم.

روز خبرنگار مبارک؛ مبارک به آنان که هنوز با همه تلخی‌ها، «خبر» را به‌جای تحریف، «حقیقت» را به‌جای مصلحت‌سازی و «مردم» را به‌جای فراموشی انتخاب کرده‌اند. مبارک به خبرنگارانی که در روزگار فشار اقتصادی، بی‌ثباتی درآمد، فرسودگی شغلی و غربتِ حمایت، همچنان ایستاده‌اند تا جامعه در تاریکی نماند.

این تبریک اما، بیش از آنکه شبیه جشن باشد، شبیه یادآوری یک درد است؛ دردِ رسانه‌ای که باید ستون آگاهی باشد، اما خودش زیر بار بی‌مهری، خمیده است. در حالی که یارانه سالانه پایگاه‌های خبری در سال ۱۴۰۴ پرداخت نشده0 فقط 1 ماه پرداخت شده که برای کاشف اسرار یک میلیون بود ) و اکنون چهار ماه از سال ۱۴۰۵ نیز گذشته است، بسیاری از رسانه‌های محلی و مستقل همچنان میان وعده‌ها و سکوت‌ها معلق مانده‌اند.

داستانِ اعتمادِ زخم‌خورده

داستانِ ما نه یک گله‌ گزاری ساده، بلکه روایتِ «اعتمادِ زخم‌خورده» است. آذر ماه سال گذشته بود که مدیرکل مطبوعات و رسانه‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سفر به گیلان، مقابل دوربین و رکوردر «کاشف اسرار» از تعیین تکلیف و اعلام نتایج ششمین دوره «رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری» تا پایان ماه خبر داد. اما آن « پایان ماه جاری » هرگز فرا نرسید؛ نه در تقویم سال ۱۴۰۴ و نه در چهار ماه سپری‌شده از سال ۱۴۰۵.

این چه مدیریتی است که یک فرآیند تخصصی و اداری را به حدود ۱۶ ماه سکوتِ سنگین می‌کشاند؟ رتبه‌بندی، شریان حیاتیِ شفافیت و عدالت در حمایت از رسانه‌هاست. وقتی نتایج اعلام نشود، یعنی ساز و کارِ «عدالت توزیعی» معطل مانده است؛ یعنی پایگاه‌های خبری کوچک، محلی و بی‌ادعا، نه می‌دانند جایگاه‌شان کجاست و نه می‌دانند امیدی به بهبود وضعیت‌ شان دارند.

این تأخیر طولانی، برای رسانه‌ای که با 1 یا چند نیروی محدود و درآمدی اندک اداره می‌شود، فقط یک عدد و تاریخ نیست؛ معنایش فشار بر معیشت، تهدید استمرار فعالیت و فرسایش تدریجی استقلال رسانه است.

تحلیل تقویمی تأخیر و لزوم ابهام‌ زدایی

گاهی در تحلیل‌ های غیر رسمی این گمانه‌ زنی مطرح می‌شود که شاید شرایط ویژه منطقه و تنش‌های بین‌المللی اخیر، اولویت‌های کاری را تغییر داده و موجب تعویق در اعلام نتایج شده باشد.

هر چند درک شرایط حساس کنونی اهمیت دارد، اما بررسی تقویمی نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از این تأخیر شانزده‌ ماهه، پیش از وقوع تحولات اخیر منطقه‌ای شکل گرفته است. از این رو، انتظار حقوقی و صنفی جامعه رسانه‌ای آن است که فرآیندهای مستمر اداری و تصمیم‌ گیری‌های ساختاری در حوزه مطبوعات، مستقل از متغیرهای بیرونی پیگیری شوند.

شایسته است متولیان امر در معاونت امور رسانه‌ای با تفکیک این حوزه‌ها، پاسخ شفافی به بلاتکلیفی رسانه‌ های محلی ارائه دهند تا شائبه اثر پذیری وظایف حاکمیتی از حواشی برطرف شود؛ به‌ ویژه در قبال رسانه‌ های کم‌ برخورداری که در مسیر جهاد تبیین تلاش می‌کنند.

شکاف میان گفتار مسئولان و وضعیتِ میدانی

مسئولان محترم! شما همواره از جایگاه رفیع رسانه سخن می‌گویید. شهید سیدابراهیم رئیسی، معیارِ رسانه را نه چپ و راست، که «امیدآفرینی و یأس‌آفرینی» می‌دانست و دولت را موظف به «اقدام و عمل» برای رفع نقاط ضعف می‌شمرد. مسعود پزشکیان نیز در پیام خود، خبرنگار را «فرمانده خط مقدم دفاع از حقیقت» می‌خواند.

اما این تعابیر، وقتی در میدان عمل به وعده‌های ۱۶ ماهه و بی‌ خبریِ اداری گره می‌خورد، چه معنایی دارد؟ آیا «فرمانده» را با دست‌های خالی، یارانه‌های معوق و بی‌پاسخی اداری به میدان می‌فرستند؟ این سکوت، نادیده گرفتنِ حیثیتِ رسانه‌هایی است که با هزاران فشارِ اقتصادی، شرافتمندانه حقیقت را جست‌وجو می‌کنند. ما باور داریم که حتی در سخت‌ترین شرایط، «شفافیت» یک تکلیف است؛ نه یک انتخاب برای زمان‌های خوش.

تبعیض در سیاست‌های حمایتی

دردِ رسانه‌های کوچک آنجاست که نه‌فقط از یارانه‌های معوق رنج می‌برند، بلکه در بسیاری از سیاست‌های حمایتی نیز عملاً دیده نمی‌شوند.

چرا خبرنگاران و رسانه‌ های غیر دولتی باید از امکانات اولیه رایگان یا تخفیف ویژه و زیاد نظیر اقامت، استفاده از قطار و هواپیما، معافیت از عوارض خروج ( مشمول شدن ماده 45 قانو.ن مالیات بر ارزش افزوده )، اعزام‌های همراه با مسئولان، و شرکت در برنامه‌های آموزشی و تجاری به عنوان سفیران فرهنگی محروم باشند؟

پایگاه‌های خبری با کمتر از پنج نیروی شاغل و درآمد پایین، همان واحدهایی هستند که در سخت‌ترین شرایط، بار اطلاع‌ رسانی محلی و پیگیری مطالبات عمومی را به دوش می‌کشند؛ اما هنگام حمایت، گویی به حاشیه رانده می‌شوند. این بی‌عدالتی، نه صرفاً یک نقصان اداری، بلکه ضربه‌ای به تنوع رسانه‌ای و حق مردم برای دسترسی به صدای مستقل است.

«کاشف اسرار» و رسانه‌های مشابه در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که رسانه محلی صرفاً خبر رسان نیست؛ دیده‌ بان جامعه است. از محیط‌ زیست گیلان و معضلات مدیریت شهری گرفته تا میراث فرهنگی، منطقه آزاد، بازار رشت، ایمنی عمومی و شفافیت نهادی؛ ما بارها نشان داده‌ایم که هنوز می‌شود با امکانات محدود هم به وظیفه حرفه‌ای وفادار ماند. اما این وفا داری هزینه دارد؛ هزینه‌ ای که نباید تنها بر دوش خبرنگار و مدیرمسئول بماند.

کلام آخر و مطالبه

روز خبرنگار، اگر قرار است روزِ تکریم باشد، باید «روزِ پرداخت، روزِ پاسخ‌ گویی و روزِ احترام عملی به رسانه» باشد؛ نه روزِ عبور از وعده‌ها به بهانه‌ی حواشی. «کاشف اسرار» از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطالبه می‌کند که ضمن پایان دادن به این دوره‌ی طولانیِ بلاتکلیفی، خلف وعده را کنار گذاشته و با انتشار فوری نتایج رتبه‌بندی، عدالت را در سیاست‌های حمایتی جاری سازند. ضمن اینکه امکانات ، رفاهیات و عدالت فراهم کنند

چنانچه دستگاه‌های اجرایی و اشخاص دیگر برنامه یا هدف تجلیل از خبرنگاران دارند با توجه به وضعیت تورم و کاهش درآمدها ، باید حداقل نفری ۲ میلیون تومان بپردازند.

اگر رسانه فرمانده خط مقدم دفاع از حقیقت است، پس باید برای بقا، استقلال و کرامتش نیز فرمانی روشن و عادلانه صادر شود؛ وگرنه حقیقت‌گویان، بی‌پناه‌تر از آن می‌شوند که بتوانند از حقیقت دفاع کنند.

خداوند متعال در کلام وحی می‌فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَیٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی خبری برای شما آورد، تحقیق کنید؛ مبادا نا آگاهانه به گروهی آسیب برسانید و سپس از کرده خود پشیمان شوید.»

(سوره حجرات، آیه ۶)

پایان پیام

اشتراک این خبر در :