اختصاصی / حکم رانیِ موقت در قلبِ فناوری گیلان ؛ پارک علم و فناوری یا جولانگاهِ موقت نشین ها ؟
کاشف اسرار – بررسیِ ساختارهای حاکمیتی و نهادهای راهبردی، همواره از دغدغههای اصلی رسانههای مطالبه گر بوده است.

به گزارش ” پایگاه خبری و تحلیلی کاشف اسرار ” پارک علم و فناوری گیلان که بر مبنای مصوبه شورای گسترش آموزش عالی از شهریور ۱۳۸۱ بنا شد و با افتتاح نخستین مرکز رشد فناوری اطلاعات در دیماه همان سال، امیدها را برای شکوفاییِ زیست بوم نوآوری در این استان زنده کرد، امروز در وضعیت سرپرستی مواجه است.
تبدیل شدن این نهادِ تخصصی به مجموعهای که گویی در وضعیت «تعلیق» به سر میبرد و پرسشهای جدی را نزد اصحاب رسانه، نخبگان و جامعه علمی استان ایجاد کرده است. آیا پارک علم و فناوری گیلان در مسیرِ توسعه گام برمیدارد یا گرفتارِ یک «حکمرانیِ موقت شده است؟
تاریخچه مدیریتی
مرور کارنامه پارک علم و فناوری گیلان نشان میدهد که این مجموعه تا پیش از سالهای اخیر، دورههای مدیریتی مشخص و باثباتی را تجربه کرده بود. مجید متقیطلب از سال ۱۳۸۱ تا خرداد ۱۳۹۷ به مدت ۱۶ سال مسئولیت این پارک را برعهده داشت.
پس از او، علی باستی از خرداد ۱۳۹۷ تا خرداد ۱۴۰۲ و عبدالله حاتمزاده تا مهر ۱۴۰۳ سکان هدایت این مجموعه را در دست گرفتند. اما وضعیت از مهرماه ۱۴۰۳ به کلی تغییر کرد.
امیر ملکپور در ۲۹ مهرماه ۱۴۰۳ بهعنوان سرپرست بر کرسی ریاست تکیه زد؛ فردی که با وجود عدم دریافت حکم رسمی ریاست، در پرتالهای اطلاع رسانی از او با عنوان «رئیس» یاد میشود. این عنوانِ خودخوانده، در حالی می باشد وقتی نهادی نتواند جایگاه قانونیِ مدیرِ ارشد خود را با حکم مراجع ذیصلاح تثبیت کند، آیا میتواند در پروژههای کلان استانی و ملی تصمیم گیر و تصمیم ساز باشد؟
پارک در انزوا ! ؛ شکافِ عمیق با مدیریت استانی ؟

یکی از شاخصهایِ مدیریتی در یک نهاد تخصصی، میزان تعامل آن با بدنه اجرایی و مدیریتیِ استان است. شنیدهها حاکی از آن است که سرپرست فعلی پارک در برخی جلساتِ راهبردی و مرتبط در استانداری حضور نداشته است.
این غیبتهای احتمالی ، پیامهای سیاسی و اداریِ ناخوشایندی را مخابره میکند. اوجِ این شکافِ مدیریتی را میتوان در مراسم کلنگ زنی «دهکده فناوری و نوآوری فشتام» جستوجو کرد.
مراسمی که با حضور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد، اما غیبتِ استاندار گیلان و معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری در آن، معنایی جز سردیِ احتمالی روابط و ناهماهنگیِ سیستمی ندارد.
آیا نبودِ مقامات ارشد استانی در کنارِ وزیر در چنین پروژهی مهمی، نشاند هنده فاصلهای است که میان پارک و مدیریت کلانِ استان ایجاد شده است ؟ ؛ آیا چنین وضعیتی زیانِ اصلیِ آن متوجه جامعه دانش بنیان گیلان خواهد بود ؟ .

حذفِ نخبگان و حافظه سازمانی
تغییرات مدیریتی، حقِ طبیعی هر مدیر ارشد است؛ اما آیا این تغییرات باید به قیمتِ حذف کردنِ یا استعفا دادن نیروهایِ استخوان دار و باسابقه تمام شود؟
ماجرایِ استعفای کیانوش لیاقتورز، معاون پشتیبانی پیشین، و سپردنِ مسئولیتهای او به بهاره مرادی «با حفظ سمت»، تنها بخشی از پازلِ دگرگونیهای اخیر است. لیاقتورز که سابقه معاونت در اداره کل میراث فرهنگی و معاونت پارک را در کارنامه داشت، در سال ۱۴۰۲ به شکلی پرسشبرانگیز از مسند خود کنار گذاشته شد اما در اولین روزهای انتصاب ” امیر ملک پور ” به جایگاه قبلی حود برگشت اما اخیرا با سمت خود وداع نمود و در مراسم تکریم یا تودیع شرکت نکرد .

اما آنچه بیش از هر چیز تعجب برانگیز است، کنار گذاشتن سید مرتضی عبدالبقایی، مدیر دفتر ریاست، روابط عمومی و امور بینالملل پارک است. فردی با ۲۴ سال سابقه کار در این مجموعه که از زمانِ تاسیسِ آن، پا به پای پارک رشد کرده و ۱۶ سال نیز مدیریتِ حوزهی ریاست و روابط عمومی را برعهده داشت.
عبدالبقایی ” اهل استان دلاور خیز کرمانشاه دانشآموخته کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات از دانشگاه امیرکبیر، نه تنها یک کارمند، بلکه « حافظه سازمانی » پارک محسوب میشد.
بر اساس اطلاعات موجود، عبدالبقایی در نخستین روزهای انتصاب امیر ملکپور به عنوان سرپرست پارک، به جایگاه قبلی خود بازگشت، اما با گذشت مدتی ، روز گذشته مجدداً عزل شد
او با برگزاری کارگاههای آموزشی برای رسانهها، پلِ ارتباطی میان پارک و جامعه بود. حذفِ نیروهایِ کار آزموده و جایگزینیِ آنان با افرادِ جدید، آیا مصداقِ بارزِ « فرسایشِ سازمانی» است ؟
آیا این جا به جایی های مکرر و بی ثباتی در تصمیم گیری برای نیروهای متخصص، بیش از آن که نشان دهنده یک برنامه تحولی باشد، گویای نوعی روز مرگی و رفتار سلیقهای در مواجهه با سرمایههای انسانی است ؟. وقتی نیروهایِ استخوان دار که سالها در این مجموعه تجربه اندوخته اند کنار گذاشته میشوند، آیا آن نهاد دچارِ خلأِ تجربه شده و خروجیِ علمی و اجراییِ آن بهطورِ محسوس کاهش مییابد؟
پارک در گردابِ سرپرستیِ سه گانه
هم اکنون پارک علم و فناوری گیلان در سه حوزه کلیدیِ ریاست، روابط عمومی و پشتیبانی، با ساختارِ «سرپرستی» اداره میشود. این یعنی لایههایِ تصمیم گیرِ این نهاد، هیچکدام از ثباتِ جایگاه برخوردار نیستند.
مدیریت با سرپرست، یعنی مدیریتِ « روز مره» و « موقت ». چگونه میتوان از مدیرانی که سایه تغییر بر سرِ جایگاهشان سنگینی میکند، آیا می توان انتظار داشت که برنامه های بلندمدت برای زیست بومِ فناوریِ استان تدوین و اجرا کنند؟
پرسشهایِ اساسی که کاشف اسرار، به نمایندگی بخشی از افکار عمومی و جامعهیِ علمی استان مطرح میکند به شرح زیر است:
۱. مبنایِ اداریِ استفاده از عنوانِ «رئیس» برایِ مدیرِ سرپرستِ فعلی چیست و چرا حکمِ قطعیِ صادر شده با عنوانِ وی تطابق ندارد؟
۲. دلایلِ غیبتِ مدیرانِ ارشدِ پارک در جلساتِ استانداری و چراییِ کاهشِ سطحِ تعاملاتِ استانی چیست؟
۳. شاخصهایِ مدیریتی در تغییرِ مکرر و عزل نیروهایِ باسابقه و جایگزینیِ آنان چه بوده و چه ارزیابیای از خروجیِ این تغییرات صورت گرفته است؟
پارک علم و فناوری گیلان، متعلق به کلِ استان است . این مجموعه نیازمندِ ثبات، شفافیت و بازگشتِ متخصصان به مدارِ تصمیم گیری است. مدیریتِ ارشدِ استان و وزارت علوم باید برایِ پایان دادن به این وضعیتِ بیثبات عاجل اتخاذ کنند تا بیش از این، سرمایههایِ انسانی و جایگاهِ علمیِ پارک در معرضِ آسیب احتمالی قرار نگیرد.

پایان پیام