اختصاصی / محمد حسین رمضان نژاد سیاه مرد ” از کارخانه داری در گوانجو با ۱۴۲ کارگر چینی تا کار آفرینی در شاندرمن ؛ روایت تکان دهندهٔ نابغه ای که در کشورش دیده نشد ! / افشاگری کار آفرین گیلانی با مدرک سیکل : از فرش قرمز رایگان چین تا بی مهری ایران / در ایران یک سال دنبال کنتور برق دویدم
کاشف اسرار – شاید کمتر کسی تصور کند کارآفرینی که روزگاری در قلب صنعتی جهان یعنی استان « گوانجو » چین، کارخانهای با ۱۴۲ پرسنل چینی را مدیریت میکرد و مسئولان چینی برای ماندنش پیشنهاد معافیت کامل از هزینهٔ اجاره، برق و آب دادند، امروز در دل طبیعت بکر شاندرمن ماسال، مجتمعی گردشگری و کارگاه صنایعدستی بهپا کرده باشد.
به گزارش خبرنگار ” کاشف اسرار ” از ماسال ، « محمدحسین رمضان نژاد سیاه مرد » متولد ۱۳۵۶، نمونه ای عینی از باور به توانستن بدون اتکا به مدارک آکادمیک است.
او که فعالیت خود را از بازار رشت و با تحصیلی در حد سیکل آغاز کرد، توانست زنجیرهای از ۱۳ فروشگاه پوشاک در شمال کشور برپا کند، سپس وارد عرصهٔ واردات، صادرات و تولید پوشاک در چین شود و نهایتاً ۱۳ سال پیش بهدلیل بیماری پدر به زادگاهش بازگردد.
او امروز با سرمایهگذاری چند صد میلیارد ریالی در مجتمع «یادگار پدر»، ۱۷ شغل مستقیم ایجاد کرده است؛ اما دلپری از پیچ و خمهای فرسایشی بروکراسی اداری و بی توجهی متولیان امر دارد. در ادامه، متن کامل این گفتوگوی صریح و افشاگرانه را میخوانید.
بخش اول: از بازار رشت تا کارخانه داری در چین ؛ کار آفرینی با تحصیلات سیکل
پرسش: جناب آقای رمضان نژاد، ؛ لطفاً در آغاز گفتگو، شناسنامهٔ فردی، سوابق تحصیلی و نحوهٔ ورود خود به عرصهٔ تولید و تجارت را شرح دهید.
پاسخ: با سلام و عرض احترام خدمت شما و مخاطبان محترم پایگاه وزین خبری و تحلیلی کاشف اسرار . بنده محمدحسین رمضاننژاد سیاه مرد ، متولد ۲۲ مرداد ۱۳۵۶ هستم. از نظر مدرک تحصیلی، تا مقطع سیکل (سوم راهنمایی) تحصیل کردهام. فعالیت اقتصادی بنده از حوزهٔ پوشاک آغاز شد؛ جایی که توانستم با برند «مهران» ۱۳ فروشگاه زنجیرهای و مرکز پخش از استان گیلان (با مرکزیت بازار رشت) تا استان مازندران تأسیس کنم. ما در زمینهٔ تولید، پخش و خرده فروشی پوشاک فعال بودیم.
پس از حدود ۷ الی ۸ سال تجربه در این بازار، متوجه شدم سرمنشأ بیشتر کالاهای وارداتی بازار دبی است. به دبی سفر کردم و آنجا دریافتم که منبع اصلی تولیدات، کشور چین است. متعاقباً به چین رفتم و واردات مستقیم کالا را آغاز کردیم. با ارزیابی شرایط، تصمیم گرفتم بهجای واردات محض، وارد عرصهٔ تولید در خود کشور چین شوم.
پرسش: جزئیات فعالیت صنعتی شما در کشور چین چه بود؟ چگونه فردی بدون مدرک دانشگاهی توانست یک مجموعهٔ بزرگ صنعتی را در آنجا اداره کند؟
پاسخ: من یک کارخانهٔ تولید پوشاک در استان «گوانجو» چین راه اندازی کردم که ۱۴۲ کارگر و پرسنل چینی در آن مشغول به کار بودند. هم زمان، دو شعبهٔ فروش عمده نیز در منطقهٔ آزاد قشم (بندر درگهان) دایر کردیم. مواد اولیه را وارد میکردیم، بخشی از پوشاک در کارخانهٔ گوانجو و بخشی در شهر خودمان (رشت) تولید و از طریق بنادر جنوبی مانند آبادان به سراسر کشور توزیع میشد. هر هفته حداقل دو کانتینر ۴۰ فوت بار پوشاک زنانه و مردانه به درگهان میفرستادیم.
انگیزه، علاقهٔ وافر و پشتکار شبانه روزی، کمبود مدرک آکادمیک مرا جبران کرد. حدود ۱۹ سال به صورت مستمر و با رفت و آمد به چین زندگی کردم؛ زبان چینی را در حد مبادلات تجاری و کاری فرا گرفتم و به زبان انگلیسی نیز تسلط یافتم.
بخش دوم: بازگشت به زادگاه و ولادت «یادگار پدر» در شاندرمن
پرسش: چه شد که با وجود چنین موفقیت تجاری و صنعتی در چین، تصمیم به بازگشت به ایران و ورود به صنعت گردشگری گرفتید؟
پاسخ: حدود ۱۳ سال پیش، پدرم به بیماری شدید دیابت و فشارخون مبتلا شد و پزشکان متأسفانه قطع امید کردند. به خاطر مسئولیت فرزندی و برای اینکه چراغ زادگاه پدرم روشن بماند، همه چیز را رها کردم و به ایران بازگشتم. در ملکی به مساحت یک هکتار در شاندرمن ماسال، مجتمع اقامتی، پذیرایی و گردشگری «یادگار پدر» را بنیان گذاری کردم.
پرسش: خصوصیات معماری و امکانات این مجتمع گردشگری چیست؟ ظاهراً المانهای بین المللی خاصی در آن بهکار رفته است.
پاسخ: بله؛ بنده و همسرم با دستهای خودمان صفر تا صد این مجموعه را ساختیم. در این مجتمع یکهکتاری، آلاچیقها و المانهای معمارانه ای از فرهنگ های مختلف جهان طراحی کردهایم؛ از جمله المانهایی نمادین از کشورهای چین، تایلند، نپال، فرهنگ وایکینگهای سوئد، فرانسه و همچنین المانهای بومی گیلان، ماسوله و منطقهٔ طالش (هشپر). تا جایی که اقلیم و ابزار اجازه داده، هویت بصری این فرهنگها را بازسازی کردهایم.
پرسش: به نقش همسرتان اشاره کردید؛ گویا اصالتاً اهل تایلند هستند. آشنایی شما چگونه شکل گرفت و نقش او در مجموعه چیست؟
پاسخ: همسر بنده اهل تایلند و مترجم رسمی زبان انگلیسی به چینی بنده در چین بودند. همان جا آشنا شدیم و زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. وقتی ۱۳ سال پیش تصمیم به بازگشت گرفتم، او نیز همراه من به ایران آمدند. در حال حاضر همسرم مدیریت آشپزخانه را برعهده دارد و به همراه پرسنل مجموعه، انواع غذای حلال ایرانی، بین المللی و تایلندی سرو میکنیم. در حال حاضر ۱۷ نفر پرسنل به صورت مستقیم در این مجموعه مشغول به کار هستند و حدود ۹ سال است که بخش کافیشاپ و پذیرایی مجتمع به طور فعال دایر است.
بخش سوم: ورود به عرصهٔ صنایعدستی (خراطی چوب) و ابهامزدایی از تامین چوب
پرسش: در کنار گردشگری، اخیراً وارد عرصهٔ صنایع دستی چوب شدهاید. روند آموزش و نحوهٔ تامین چوب شما به چه صورت است؟
پاسخ: من همواره به هنر چوب علاقه داشتم، اما حدود یک سال است که به طور حرفهای دستگاه خراطی خریده ام و با گذراندن دوره های بالینی و آموزش از پلتفرمهای معتبری مانند یوتیوب و پینترست، تولید صنایعدستی چوبی را آغاز کردهام.
محصولات ما شامل انواع پیشدستی، بشقاب، کاسه، شیرینیخوری، آجیلخوری، ظروف دردار و بدوندر، ساعتهای تزئینی، شمعدان، گلدان، ظروف اردهخوری و حتی چوب بیسبال است.
پرسش: با توجه به حساسیتهای اداره کل منابع طبیعی گیلان در خصوص قاچاق چوب، چوب مصرفی خود را چگونه تامین میکنید؟
پاسخ: تمام چوبهای مصرفی کارگاه ما قانونی و دارای مجوز است. ما بیشتر از چوب گردوی دو رنگ و چوب زیتون منطقهٔ لوشان و رودبار یا استان همدان استفاده میکنیم. چوب گردوی شمال عمدتاً سفید است و برای کارهای تزئینی خراطی مناسب نیست؛ لذا مجبوریم چوبهای باقدمت و دو رنگ را از سایر مناطق وارد کنیم.
این چوبها از ایستگاههای متعدد بازرسی عبور میکنند و امکان ندارد بدون «پروانهٔ قطع»، «پروانهٔ حمل» و «پروانهٔ تبدیل» جابهجا شوند. قاچاق در این ابعاد اصلاً امکانپذیر نیست. فعلاً ۳ نفر در بخش صنایعدستی ما مشغول به کار هستند و هدف گذاری من افزایش این تعداد به ۱۰ تا ۳۰ نفر است.
بخش چهارم: گلایههای تند از بروکراسی اداری؛ مقایسهٔ رفتار مسئولان چین و ایران
پرسش: میزان سرمایهگذاری شما در این پروژه چقدر بوده و نگاه مسئولان استانی و دستگاههای اجرایی ( استانداری، میراث فرهنگی، منطقه آزاد) به حمایت از شما چگونه بوده است؟
پاسخ: ارزشیابی روز زمین بایر مجموعه با مساحت یک هکتار، حدود ۲ هزار میلیارد ریال (۲۰۰ میلیارد تومان) است و حداقل ۱ هزار میلیارد ریال (۱۰۰ میلیارد تومان) نیز برای ساخت و ساز و زیر ساختها هزینه کردهام؛ یعنی حجم سرمایه گذاری جاری بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ میلیارد ریال است.
اما اگر بخواهم از حمایت مسئولان بگویم، متأسفانه هیچ حمایتی نشده است! پاسخ من شاید تلخ باشد ولی حقیقت دارد. من طی ۹ سال حضورم در اینجا، حتی یک ریال تسهیلات بانکی دریافت نکردهام. بارها تقاضا دادم، اما با بهانههایی نظیر عدم تخصیص بودجه یا نبود شرایط، رد شد.
شما رفتار مسئولان را مقایسه کنید: روزی که میخواستم از چین برگردم، مسئولان محلی گوانجو مرا نشاندند و گفتند: «تو ۸ سال کار آفرین نمونهٔ ما بودی و ۱۴۲ شغل ایجاد کردی؛ چرا میروی ؟ هر مشکلی داری حل میکنیم.» وقتی گفتم به خاطر بیماری پدرم باید بروم، لوحی به من دادند و مصوب کردند که هر زمان برگردم، اجارهٔ کارخانه، هزینهٔ آب و برق برای من رایگان خواهد بود .
اما در کشور خودم، برای گرفتن یک انشعاب سادهٔ برق مصرفی مجموعه، یک سال تمام در راهروهای اداری دویدم و اذیت شدم ! برای گاز همین طور. ما حق و حقوق دولتی را میدهیم، ولی این بروکراسی فرسایشی اداری، تمام انرژی سرمایه گذار را میگیرد.
پرسش: آیا مسئولان ارشد استان گیلان یا وزارت میراث فرهنگی از مجموعه شما بازدید داشتهاند؟
پاسخ: فرماندار شهرستان ماسال ( سعید قسمت پور ) ” علی اسدی ملک جهان ” شهردار شاندرمن ” تشریف آوردهاند و لطف داشتهاند. مسئول اسبق اداره میراث فرهنگی شهرستان ماسال نیز بازدید کردهاند. اما تا کنون سعادت دیدار استانداران گیلان را در این مجموعه نداشته ایم. درها به روی همه باز است و مجتمع متعلق به خودشان است؛ اما تا کنون حمایتی عملی صورت نگرفته است.
پرسش: برنامههای توسعهای آینده شما چیست و چشم اندازتان برای ماندن یا بازگشت به چین چگونه است؟
پاسخ: من طرحهای بزرگی مانند احداث «دریاچهٔ ونیز» و ساخت کلبههای اقامتی زنجیرهای را در سر داشتم که نیازمند تسهیلات و پشتیبانی دولتی است. از بازگشت به ایران پشیمان نیستم، چون ۱۰ سال به مردم و زادگاه پدرم خدمت کردم؛ اما سرمایه گذار نیازمند احترام و آپدیت مداوم مجموعه است.
بدون پشتوانه و در این شرایط اقتصادی، تنها ماندن بسیار فرسایشی است. ما جنگجو هستیم و مقاومت میکنیم تا ببینیم چقدر میتوانیم در مملکت خودمان دوام بیاوریم و خادمی کنیم؛ اما انتظار ما از مسئولان اجرایی و متولیان میراث فرهنگی و گردشگری این است که حداقل با اعطای تسهیلات و حذف موانع اداری، سرمایه گذار را سر پا نگه دارند.
روایت «محمدحسین رمضاننژاد سیاه مرد »، آئینهٔ تمام نمای چالش های بخش خصوصی و سرمایه گذاران واقعی در کشور است. سرمایه گذاری که با اندوختهٔ ارزشمند تجربهٔ بین المللی و سرمایه گذاری چندصد میلیارد ریالی به گیلان بازگشته، به جای استقبال و اعطای مشوقهای سرمایهگذاری، در پیچ و خم دریافت انشعاب برق و وام های مصوب سرگردان شد.
پایگاه خبری کاشفاسرار ضمن منعکس کردن شایستهٔ این گفتگو، از استاندار گیلان و مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان انتظار دارد تا با بازبینی پرونده های کار آفرینانی از این دست، نسبت به مانع زدایی و اعطای تسهیلات توسعه ای به مجتمع گردشگری «یادگار پدر» اقدام نمایند.
نتیجهگیری این گفتوگو روشن و تلخ است: این روایت فقط داستان موفقیت یک کارآفرین نیست، بلکه سندی از فاصلهٔ عمیق میان ظرفیت سرمایهگذاری و واقعیت بروکراسی در کشور است.
محمدحسین رمضان نژاد سیاه مرد ” نشان میدهد که حتی یک سرمایه گذار با تجربهٔ بین المللی، سرمایهٔ سنگین و ارادهٔ ماندن در وطن، اگر با حمایت، احترام و تسهیل گری رو به رو نشود، ناچار است انرژی اش را به جای توسعه و اشتغال، صرف عبور از موانع اداری کند.
در یک جمله: این مصاحبه فریاد یک سرمایه گذار نیست، هشدار یک واقعیت است؛ این که بی توجهی به کار آفرین، فقط دل سرد کردن یک فرد نیست ، بلکه عقب انداختن اشتغال، گردشگری و اعتماد عمومی است


پایان پیام